بيكاري جوانان، بحران ازدواج، مهاجرت به شهرها، حاشيه نشيني، مدارس چند شيفته، كيفيت پايين زندگي و هزار و يك مشكل ديگر مثل حلقههاي يك زنجير به هم پيوستهاند و آنچه اين حلقهها را بسيار محكم نگه ميدارد يك اتفاق ساده به نام ازدياد جمعيت است. نيم قرن اخير در ايران، صحنه فراز و نشيبهاي بسيار در امر تنظيم خانواده بوده است و سخنان اخير محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران شايد يكي از عجيبترين اظهار نظرهاي اين دوره باشد. چرا كه ايران هنوز زير بار سنگين جمعيتي كه در دهه شصت توليد كرد، نفس ميزند و با بحرانهاي بيشماري همچون مسكن، بيكاري و ازدواج اين نسل دست به گريبان است. شايد به دليل همين تجربه آزموده سخنان رئيس جمهور، حيرت انگيز به نظر ميرسيد و موجي از واكنشها را ايجاد كرد. محمود احمدينژاد، رييسجمهور كشورمان در جلسهي مشترك دولت و مجلس با بيان اينكه از حضور زنان در صحنهي اجتماع استقبال ميكند و معتقد است آنها بايد حضوري فعال در صحنههاي اجتماع داشته باشند، گفت: ولي فقط يك نگراني دارم و آن اين است كه اين حضور باعث شود از ماموريت اصلي خود يعني تربيت نسلهاي آينده دور شوند. در حال حاضر آقايان و خانمها موظفند روزانه 8 ساعت كار كنند، ولي من در اينجا اعلام ميكنم كه دولت اين آمادگي را دارد كه طبق لايحهاي اين زمينه را فراهم كند كه ساعت كار زنان متاهل نسبت به تعداد فرزنداني كه دارند كاسته شود تا آنها بهتر بتوانند به مسووليت اصليشان عمل كنند.
احمدينژاد همچنين در پاسخ به اظهارات نمايندگان حاضر در جلسه گفت: اينكه ميگويند دو بچه كافي است، من با اين امر مخالف هستم. كشور ما داراي ظرفيتهاي فراواني است. ظرفيت دارد كه فرزندان زيادي در آن رشد پيدا كنند، حتي ظرفيت حضور 120 ميليون نفر را نيز داراست.
او ادامه داد: اين غربيها خود دچار مشكل هستند و چون رشد جمعيتشان منفي است، از اين امر نگران هستند و ميترسند كه جمعيت ما زياد شود و ما بر آنها غلبه كنيم، به همين خاطر مشكل خودشان را به ديگر كشورها صادر ميكنند.
احمدينژاد در پايان سخنانش اعلام كرد كه ظرفيت اشتغال در كشور ما خيلي زياد است، من معتقدم خانمهاي متاهل ميتوانند نيمهوقت كار كنند، ولي حقوق كامل بگيرند.
اين سخنان بلافاصله موجي از انتقادات و نگرانيها را به راه انداخت. به طوري كه بلافاصله وزير بهداشت در حاشيه بازديد از نحوه برگزاري انتخابات نظام پرستاري در دانشكده پرستاري تهران در جمع خبرنگاران گفت: استراتژي و برنامههاي تنظيم خانواده و بهداشت باروري در كشور كه مصوب دولت و مجلس است، همچنان سياست نظام است و ملاك عمل دستگاههاي اجرايي است و صحبتهاي آقاي رئيس جمهور در مورد افزايش جمعيت، ناظر به اين سياستها نبود.
او همچنين تفسير جديدي از سخنان رئيس جمهور داد و گفت: بحث آقاي رئيس جمهور اين بود كه كشور ما، ظرفيت خدمت رساني به جمعيت بيشتري را دارد و مفهوم آن اين است كه بايد بهره وري را در كشور بالا ببريم و اين بحث ناظر به بحث بهداشت باروري و برنامه تنظيم خانواده در كشور نيست.
تمامي اين سخنان در حالي گفته ميشود كه تقريبا در تمامي دانشگاههاي كه وزرا و رئيس جمهور در آن تدريس ميكنند، درسي به نام تنظيم خانواده وجود دارد و در همين كلاسها در مورد معايب ازدياد جمعيت و تجربه تلخ ايران از انفجار جمعيتي دهه شصت سخن گفته ميشود.
راه رفته را دوباره پيمودن؟*
تا اواسط دهه 1340 سياست مشخصي در ايران در مورد تنظيم خانواده وجود نداشت و حتي وقتي براي اولين بار بحث دخالت دولتها در امر كنترل مواليد در مجمع عمومي سازمان ملل در سال 1341 شمسي مطرح شد، ايران از جمله كشورهايي بود كه در جهت مخالفت دولت در اين زمينه راي داد. اما با انجام دومين سرشماري كشور در سال 45 و آگاهي نسبت به وضعيت جمعيت در ايران و رشد سالانه 3 درصدي جمعيت در فاصله سالهاي 35 تا 45 ورق برگشت و در سال 1345 معاونت بهداشت و تنظيم خانواده در وزارت بهداري آن زمان ايجاد شد و از ازسال 1346 فعاليتهاي رسمي و دولتي تنظيم خانواده در ايران شروع شد. همچنين در سال 1346، ايران به 29 كشور ديگر كه بيانيهاي در زمينه جمعيت را امضا كرده بودند و به دبير كل سازمان ملل تحويل داده بودند، پيوست. برنامه تنظيم خانواده كه از سال 1346 شروع شده بود تا انقلاب اسلامي ايران ادامه پيدا كرد. نتايج سرشماري سال 55، كاهش محسوسي در باروري را نشان ميداد. دهه 1357 تا 1367 را ميتوان دهه توقف برنامههاي تنظيم خانواده در ايران ناميد. در اين دوره عوامل بسياري دست به دست هم دادند تا ايران را با يك بحران جمعيتي بيسابقه روبرو كنند. بي توجهي به قانون حداقل سن ازدواج و تمايل به ازدواجهاي پيشرس در سنين پايينتر از جمله اين موارد بود. علاوه بر اين تدوين مقررات موافق با زاد و ولد سبب تشويق خانوادهها، به ويژه خانوادههاي فقير، به فرزند آوري بيشتر شد. اين مسئله با تصور عامه كه فكر ميكرد دولت انقلابي نيازهاي مرتبط با تغذيه، بهداشت و آموزش آنان را به رايگان برآورده ميكند نيز در هم آميخت. نتيجه چنين سهلانگاريهايي آمار 50 ميليوني جمعيت در سرشماري سال 65 بود. رشد طبيعي جمعيت در اين سال رقم بيسابقه 3.2 درصد اعلام شد. نگراني از اين رشد وحشتناك و ناتواني دولت در برآوردهسازي نيازهاي خيل نوزادان و سپس كودكان و بعد از آن هم دانشآموزان باعث شد تا در سال 67، سازمان برنامه و بودجه در مشهد كنفرانسي برپا كند. در اين كنفرانس كارشناسان به اثرات مخرب افزايش جمعيت اشاره كردند و همين مساله نويدبخش آغاز دوباره برنامههاي تنظيم خانواده شد. تاثيرات اين برنامهها در سرشماري سال 70 به خوبي هويداست. اين نگرانيهاي به جا در اولين برنامه توسعه 5 ساله نيز راه يافت و سياستهاي تحديد مواليد دولت، در برنامه دوم توسعه نيز رعايت شد و ادامه يافت. كاهش ناگهاني باروري دهه اخير نقطه عطفي در تاريخچه انتقال جمعيتي ايران محسوب ميشود.
ادامه برنامهها
گرچه با سخنان رئيس جمهور، بسياري از صاحبنظران شوكه شدند اما بسياري از آنان سعي كردند كه با تلقي مثبت از سخنان رئيس جمهور، اعلام كنند كه تغييري در سياستهاي تنظيم خانواده به وجود نيامده است. حسينعلي شهرياري، عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس با اعلام اينكه كنترل جمعيت كار واجب و حسابشدهاي است و بايد ادامه يابد، به خبرنگار سپيد گفت: اگر امكانات بالقوه كشور را در نظر بگيريم، منابع خدادادي بسياري در كشور ما وجود دارد و ميتواند جوابگوي 300 يا 400 ميليون جمعيت باشد اما اين امكانات بالفعل نشده و ما نميتوانيم با امكانات كنوني جوابگوي جمعيت حاضر باشيم.
شهرياري با اشاره به صدمات ناشي از تبليغات اوايل جنگ براي افزايش جمعيت گفت: من فكر ميكنم كه به شدت جمعيت را بايد كنترل كرد، اگر امكانات در اختيار داريم در اختيار جمعيت فعلي قرار دهيم. ما حتي نميتوانيم شكم كارمندانمان را سير كنيم كه مجبور نباشند دو شيفت و سه شيفت كار كنند. در حال حاضر جمعيت افرادي كه به جز كمك كميته امداد هيچ در آمدي ندارند 9 ميليون نفر است. در جامعه فعلي ما با توجه به نرخ بالاي بيكاري و درصد بالاي افراد زير خط مطلق فقر و با توجه به نبود آموزش عالي متناسب و سطح بهداشت ايدهآل، افزايش جمعيت لطمات جبران ناپذيري را وارد ميكند.
با وجود اين سخنان، اظهار نظر رئيس جمهور همچنان به دور از دورانديشي به نظر ميرسد و بيشتر شبيه مخالفتهايي است كه در اواخر دهه 60 و اوايل دهه 70 با مرندي وزير وقت بهداشت صورت گرفت. در آن زمان، حاج سيد محمد حسين حسيني طهراني كتابي نوشت با عنوان "رساله نکاحیه: كاهش جمعيت ضربهاي سهمگين بر پيكر مسلمين" و در آن مطالبي را متذكر شد كه بسيار شبيه حرفهاي امروز رئيس جمهور است.
"... ايشان نام تنظيم خانواده بر روی آن میگذارند تا جاهلان را فريب دهند ولی عاقلان دانند كه غير از تقتيل و تنكيل و تبكيت و تنقيص خانواده ثمری بيرون نمیدهد... محدودهی كشور ايران را به تصديق كارشناسان داخلی و خبرگان خارجی از جهت استعداد و كثرت زمينهای حاصلخيز و قابل كشت و زراعت وباغداری و دامداری و وفور آب و رودخانهها و امكان آبگيرها، و از جهت اجتماع انواع معادن میتوان از مرغوبترين كشورهای جهان به حساب آورد و ظرفيّت آنرا دارد كه به آساني و راحتی دويست ميليون نفر را در مهد خود بپذيرد و بپرورد... آيا معنی تنظيم خانواده آن نمیباشد كه برای ازدياد افراد شهر نشين و روستا نشين، اين مبالغ را در تكثير نسل و ازدياد اولاد مصرف كنند تا به حول و قوّة حضرت احديّت جمعيّت اين كشور بالا آيد و به حدّ نصاب خود بالغ گردد و همگی خودكفا شوند و دست نياز از واردات كشورهای كفر بردارند و همهی زنجيرهای اسارت را بگسلند؟..."
در يك سر اين عرصه عدهاي وجود دارند كه تنظيم خانواده را رهاورد كفار و مانع ازدياد مسلمين ميدانند و در سوي ديگر جمعيتشناسان، جامعهشناسان و مسئوليني وجود دارند كه با واقعيتهاي انفجار جمعيت آشنا هستند. اين كه تصميمات دولت به كدام سو نزديكتر شود را بايد بدون شك منوط به چشمانداز برنامه 5ساله توسعه دانست كه گويي اين روزها مشتري چنداني ندارد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------
* براي نوشت مطالب اين بخش از اين مقاله استفاده شده است:
ميرزايي، محمد. نوسانات تحديد مواليد در ايران، مجله جمعيت شماره 29 و 30، زمستان 78