نتيجه گشت و گذار من ميان آگهيهاي انتخاباتي امسال. خيلي راحت ميشود ديد كه تئوري "دشمن هميشه حاضر" چقدر توي ذهن مردم خوب جا افتاده.
براي انتخابات شهري، يعني براي رسيدن به شفافترين حقوق شهروندي، اين آقا ترجيح داده براي يك سياستمدار احمق ديگر، درست آنطرف كره زمين خط و نشان بكشد.
مكان نصب!: زير پل سيدخندان، اگر هنوز آنجا باشد
باز زمستان، باز آنفلوانزاي پرندگان
"تكذيب ميكنيم... موردي ديده نشده... امكان ندارد... كنترل ميشود...تهديد نميكند... معدوم شد... تحت نظارت است... گزارش نشده... ممنوع شده... مردم را نترسانيم... "
اين چند فعل معمولي تمام جملاتي را ميسازند كه مسئولان دولتي از ابتداي بحران آنفلوانزاي مرغي در ايران از آنها استفاده كردهاند. هر شايعهاي درباره مرگ انسانها يا تلف شدن دستهجمعي پرندگان تكذيب شده است و هنوز هم كسي نميداند كه آيا به راستي آنفلوانزاي مرغي به ايران وارد شد يا خير.
اولين نشانههاي برف زمستاني بر چهره خاكستري پايتخت نشسته است و سرماي سوزناك به ساختمان وزارتخانهها هم رسيده است. آيا جملههاي امسال مسئولان هم با همان فعلهاي هميشگي ساخته خواهد شد؟ سكوت خبري مسئولان بهداشت عمومي ايران در حالي است كه دنيا چند سالي است به حالت آمادهباش كامل درآمده تا از بلاي قرن بيست و يكم خود را محافظت كند...ادامه
( هفته نامه سپيد، شماره يادم نيست)
هوا خوب است. آفتاب پهن شده تا وسط اتاق. من هم كلي كار مهم دارم!