تبليغاتX
روزمره
روزمره
چگونه بگويم معتاد خطرناك، بيمار است؟

سعيد صفاتيان، مديركل درمان ستاد مبارزه با موادمخدر

اعتياد 

پيش از آن كه شروع به حرف زدن كنم، روابط عمومي ستاد براي او توضيح مي‌دهد كه من پيش از اين مقاله‌اي نوشته‌ام كه در آن برخورد انتظامي با معتادان را محكوم كرده‌ام. به نظر مي‌رسد سعيد صفاتيان، مديركل امور درمان و بازپروري و حرفه‌آموزي ستاد مبارزه با موادمخدر چندان از اين حرف ناراحت نمي‌شود. زيرا خود او نيز با امكانات موجود چندان موافق طرح نبوده است: «طرح ضربتي جمع‌آوري معتادان خطرناك». طرحي كه عده‌اي آن را بازگشت به گذشته مي‌دانند و تكرار آن را تكرار تجربه تلخ شورآبادها و ... هرچند صفاتيان نهايت تلاش خود را كرده است تا طرح با امكانات خوب درماني و نگهداري آغاز شود اما وقتي از سرانجام طرح مي‌پرسم و بر طولاني شدن دوره نگهداري و ناكافي بودن تسهيلات كميته امداد و بهزيستي تأكيد مي‌كنم، تنها يك جواب دارد: من فقط مسوول درمانم.

اجراي اين طرح «ضربتي» مشكلات و فشار كار زيادي بر او وارد كرده است. به همين دليل مصاحبه كوتاه مي‌شود تا او به جلسه با استاندار برسد. [در زمان انجام مصاحبه تنها چند روز به اجراي طرح مانده بود] به قول خودش اين اولين باري است كه در ستاد مبارزه با موادمخدر، طرحي اجرا مي‌شود كه به واقع همه نهادها را درگير كرده است. متن کامل

2 نوشته شده در  84/11/30ساعت 23:50  توسط آزاده اکبری  | 

مشاهده يك نمونه:آمريكا

محاسبه شده است كه 8/14 ميليون آمريكايي (يا 7/6 درصد جمعيت بالاي 12‌سال) مصرف‌كنندگان يكي از موادمخدر غيرقانوني در سال 1999 بوده‌اند. تقريباً 78 ميليون آمريكايي 12 سال به بالا (36درصد) حداقل يكبار در عمرشان از مواد‌مخدر استفاده كرده‌اند. هرچند اين آمار تقريباً نصف برآوردهاي اواخر دهه 70 است. البته شيوع مصرف‌ ‌موادمخدر در آن دوره  را مي‌توان با شرايط اجتماعي پس از جنگ و جنبش‌هيپي‌ها مربوط دانست اما به طور‌كلي نتايج پژوهش‌ملي درباره مصرف‌مواد‌مخدر در آمريكانشان می دهد که:

2 نوشته شده در  84/11/30ساعت 23:38  توسط آزاده اکبری  | 

آمار جهانی از تزريقي‌هاي ايدزي

گرچه الگوي ابتلا به ويروس HIV در سرتاسر جهان متفاوت است اما تمامي پژوهش‌ها حكايت از نقش موثر تزريق مواد‌مخدر در گسترش اين ويروس دارد. آمار‌هاي زير را سازمان ملل درخصوص افراد تزريقي مبتلا به ايدز در مناطق مختلف جهان منتشر كرده است.

 

آسياي شرقي و ميانه

 تزريق مواد‌مخدر در رگ در كشور‌هاي روسيه و كشور‌هاي تازه استقلال يافته‌غربي مانند بلاروس، مولداوي و اوكراين و آسياي ميانه بيشتر از نقاط ديگر منطقه رواج دارد. در روسيه، اين اپيدمي در 1996 براي اولين‌بار ديده شد.  تقريباً 90 درصد از ایدزی ها از بين معتادان تزريقي بوده اند و تعداد مبتلايان در چهارسال گذشته، هر سال دوبرابر شده است. ادامه...

2 نوشته شده در  84/11/30ساعت 23:30  توسط آزاده اکبری  | 

آيا اعتياد تعريف شده است؟

«سوءمصرف مواد» تعاريف مختلفي دارد، اما همه آنها تنها در يك نقطه مشتركند: «استفاده يا استفاده بيش از حد از يك ماده مخدر با تاثير غيردرماني.»

اما «لئون وورمسر» يكي از خيل كساني است كه به اين تعريف اشكال وارد مي‌كند و مي‌گويد: «اين تعريف بسيار گسترده و مبهم است و مخلوطي است از اصطلاحات پزشكي و پديده‌هاي اجتماعي. بيش از هر چيز در اين تعريف به زمينه ذهني مشاهده‌گر بستگي دارد. حتي اگر از نقطه نظر درماني به آن نگاه كنيم، يافتن علت‌هاي اين بيماري به اندازه يافتن علت‌هاي تب بحث‌برانگيز است.» ادامه ...

 

 

2 نوشته شده در  84/11/30ساعت 23:26  توسط آزاده اکبری  | 

تغییر الگوی روسپی گری در ایران
از مجموعه روسپي كاوه گلستان

بعضی موضوعات هستند که معمولا همه ترجیح می دهند سراغشان نروند. خطرناکند و از صد کیلومتری بوی قورمه سبزی می دهند! اعتیاد، فحشا، شوهركشي، سقط جنين...

گرچه نوشتن از اين موضوعات راه رفتن روي لبه شمشير است اما فكر مي كنم به عنوان يك جامعه شناس بايد بروم سراغ اين جور سوژه ها. علمي مطرح كردن اين جور قضايا خيلي به شانس چاپ شدن شان كمك مي كند. هر چند در روزنامه اعتماد ملي، هم آقاي پوراستاد و هم آقاي زاهد و هم دبير سرويسم خانم اسلاميه خيلي دست من را براي پرداختن به اين سوژه هاي خطرناك باز گذاشته اند. واقعا براي اولين بار بود كه يك صفحه كامل راجع به روسپي گري آن هم با عكس هاي كاوه گلستان از شهر نو منتشر شد. يكشنبه ۹ بهمن صفحه آسيب هاي اجتماعي.(آنقدر صبر كردم و سايت روزنامه اشكال داشت كه آخرش مجبور شدم مطالبم را از فني بدزدم و اينجا بگذارم. ببخشيد دير شد!)

مطلب اصلي صفحه مصاحبه اي است با دكتر سعيد مدني. سعيد مدني تا به حال روي سه موضوع دست گذاشته: مديريت مبارزه با مواد مخدر، روسپي گري و كودك آزاري. انصافا مدني پژوهشگري است كه يك موضوع را از تمام جوانب و با ظرافت تمام نگاه مي كند. در دوره اي كه با او همكار بودم خيلي چيزها به من ياد داد. هر چند كار كردن با او به معناي كار شبانه روزي، مطالعه تمام منابع و حقوق كم است! اما در مقابل چنان ديدي به آدم مي دهد كه به همه اين ها مي ارزد. در مورد روسپي گري هم او اعتقاد دارد كه اگر روسپي گري قبلا از روي اجبار و استيصال مالي بود حالا به طبقه متوسط هم كشيده شده. زناني كه توان مالي سفر به دوبي را دارند اما رويايشان يك شبه پولدار شدن است.

در كنار مطلب اصلي سعي كردم نشانه هايي را كه در متن اصلي به آنها اشاره شده را در عالم واقع نشان دهم. ستون سمت راست"يك تكه زندگي شرقي" بود كه به ايدز در روسپي هاي ازبكستان مي پرداخت و ستون سمت چپ "يك تكه زندگي غربي" بود كه داستان زني را مي گفت كه به عنوان برده جنسي فروخته شده بود و بعد به طرز معجزه آسايي توسط يكي از مشتري هايش نجات يافته بود.

در پست هاي قبلي هر سه مطلب را گذاشته ام.

2 نوشته شده در  84/11/30ساعت 1:15  توسط آزاده اکبری  | 

انكار روسپي گري شيوع آن را كمتر نمي كند
از مجموعه روسپي زنده ياد كاوه گلستان

كمتر كسي دوست دارد در موردشان حرف بزند. آنها هستند، ديده مي شوند، مشكل دارند، اما وقتي صحبتشان مي شود همه لب مي گزند. كسي حوصله ندارد وارد جهان پيچيده آنها شود. جهاني تاريك و در هم پيچيده از فقر، اعتياد و تن فروشي. يا قرار است حذف شوند يا جمع آوري يا ساماندهي و كمتر كسي مي پرسد كه اين ها اصلا كي هستند و از كجا آمده اند. سعيد مدني، نويسنده و پژوهشگر اجتماعي با حوصله جواب سوال هايم را مي دهد. او روي تغيير الگوي روسپي گري در ايران قبل و بعد از انقلاب كار كرده است. گرچه قبل از انقلاب مكان هايي مخصوص روسپيان وجود داشت اما او تعطيل شدن اين مكان ها را صرفا دليل شيوع روسپي گري نمي داند. جالب اين جاست كه قوانين سخت گيرانه قبل و بعد از انقلاب وجود داشته اند. اما اعمال قانون بعد از انقلاب روسپي گري را پيچيده تر كرده است. همين وضعيت پيچيده باعث شده تا هركسي به نوبه خود بخواهد با راه حلي اين مشكل را از ميان بردارد. مشكلي كه ديگر تنها مربوط به طبقات فقير جامعه نيست بلكه به طبقه متوسط هم نفوذ كرده است.اين روزها مرتب از زنان خياباني حرف مي زنند. از اين كه چگونه مي شود راهكاري براي اين "پديده" پيدا كرد. دفتر مدني در دانشگاه بهزيستي درست پاي كوه هاي شمال تهران است. به آنجا كه مي رسم برف تا زير زانويم بالا آمده. خيابان خلوت است و برف آرام آرام دارد همه سياهي ها را مي پوشاند. ادامه...

2 نوشته شده در  84/11/30ساعت 1:13  توسط آزاده اکبری  | 

شوهرم مرا فروخت

دوروكي، مولداوي- ناتاشا باور نمي‌كرد چنين اتفاقي افتاده باشد، او توسط مردي نجات داده شده بود كه مجبورش كرده بودند تنش را در اختيار او بگذارد. مرد نتوانسته بود عذاب ناتاشا را از كاري كه به آن مجبور شده بود تحمل كند، به همين خاطر او را از صاحبش خريده و به مولداوي برگردانده بود.

قبل از اين كه ناتاشا در بالكان، يك برده جنسي شود، فكر مي‌كرد كه دوران رنج و غمش تمام شده. در روستايي در مولداوي او مرد خوش‌چهره‌اي به نام روسلان را ملاقات كرد كه مي‌گفت از دهكده مجاورشان است.

روسلان گفت كه آنها ازدواج مي‌كنند و به ايتاليا مي‌روند، جايي كه آنها مي‌توانند يك آپارتمان بخرند و ماهيانه 1000 دلار درآمد داشته باشند. درآمدي كه براي ساختن يك زندگي تازه براي ناتاشا و دختر 5 ساله‌اش كافي بود.دختر 5 ساله ناتاشا از ازدواج قبلي‌اش به جا مانده بود.

ناتاشاي 21 ساله حاضر بود هر كاري انجام دهد تا از مولداوي فرار كند. جايي كه فروپاشي سيستم كمونيستي در سال 1991، هنوز گريبان مردم را رها نكرده است. بدون كمك كرملين، اقتصاد كشور در وضعيت سقوط آزاد است و يك چهارم جمعيت بيكار هستند. ادامه....
2 نوشته شده در  84/11/30ساعت 1:9  توسط آزاده اکبری  | 

32 هزار نفر آلوده به ايدز در آسياي ميانه

آمارها نشان مي‌دهد كه 32 هزار نفر در آسياي مركزي آلوده به ويروس ايدز هستند كه بين 15 تا 49 سال سن دارند. در قزاقستان، قرقيزستان و ازبكستان، يك سوم اين افراد را زن‌هايي تشكيل مي‌دهند كه اكثرا هم روسپي هستند. ويروس HIV بيشتر از همه در ازبكستان كه پرجمعيت‌ترين نقطه منطقه هم محسوب مي‌شود، شايع است.

روسپي 30 ساله نمي‌خواهد اسمش را به من بگويد. مي‌گويد در سال پيش فهميده كه به ويروس HIV آلوده شده.او نمي‌داند كه توسط چه كسي و يا كي به اين ويروس آلوده شده. او تنها خودش را مقصر و متهم مي‌داند. «بعضي مشتري‌ها از وسايل پيشگيري استفاده نمي‌كردند. مي‌دانيد آنها مست هستند. مردها هميشه وقتي به سراغ ما مي‌آيند كه مست هستند.»

ازبكستان پرجمعيت‌ترين كشور در منطقه آسياي ميانه است. كشوري كه مسير ترانزيت بسياري از راننده‌هاي جاده‌اي است، درست مثل ايران و تركيه. همين مساله باعث شده كه ازبكستان روسپي‌هاي بيشتري داشته با شد و در كنار آنها احتمال اپيدمي بالاتري در مورد بيماري ايدز. احتمال اين خطر در ازبكستان خيلي بيشتر از كشورهاي همسايه‌اش است. ادامه...

2 نوشته شده در  84/11/30ساعت 1:5  توسط آزاده اکبری  | 

انسان شناسي فرهنگي و وبلاگ نويسي
فاصله

امروز اولين جلسه درس انسان شناسي فرهنگي بود. استادش،  دکتر نعمت الله فاضلي، اول حسابي خودش را معرفي كرد و بعد از ما پرسيد: كار مي كنيد؟ چه هنري داريد؟ سرگرمي تون چيه؟ مطالعه مي كنيد؟ جواب ها آنقدر نااميد كننده بود كه گفت شماها تخمه كه بلدين بشكنين؟؟ يعني پس اگه اين كارارو نمي كنين چه جوري عمرتون مي گذره؟

كلاس در آنجايي به اوج رسيد كه استاد جزو تكاليف كلاسي وبلاگ نويسي را نام برد. چند نفر كه اصلا اسم وبلاگ را نشنيده بودند. خلاصه توي كلاسمان فقط من و فواد و عماد وبلاگ داشتيم. كلي تعجب كرده بودم كه چرا استاد اينقدر اصرار دارد كه بچه ها وبلاگ بنويسند. جواب کوتاه وساده بود:

anthropology is a way of seeing and then a way of showing

دکتر فاضلي معتقد بود كه براي آن نشان دادن ما نياز داريم از مديومي به نام نوشتن استفاده كنيم. انصافا تواناييهاي نوشتاري ما هم ضعيف است. اما خوب محض اطلاع دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه براي بچه هاي كارشناسي سايت ندارد. باور نمي كنيد؟ باور كنيد كه فارغ التحصيلان رشته ارتباطات يكي از بهترين دانشگاه هاي كشور اينترنت را نمي شناسند! حالا چه برسد به دانشجويان جامعه شناسي... بعد هم خوابگاهي ها واقعا براي دسترسي به اينترنت مشكل دارند. حتي به نظر من آن هايي كه دسترسي به كامپيوتر هم دارند درست و حسابي " كاربر اينترنت" نيستند.

جلسه اول فقط يك كمي ورزش ذهن كرديم. البته من اسم اين كار را نرمش ذهني گذاشته ام: وقتي آدم با هجوم سوالات روبرو مي شود، مفاهيم روزمره اش به هم مي ريزد و بعد آن عطش را نسبت به دانستن حس مي كند. دلش مي خواهد بخواند. بيشتر و بيشتر...

من فايل صوتي اين جلسه را دارم. اگر كسي در شهرستان يا دانشگاههاي ديگر است به من ايميل بزند تا هر جلسه اين فايل را برايش اي ميل كنم. در ضمن ضبط كردن كلاس جزو كار درسي ما است. اين را براي آن هايي گفتم كه تا يك نفر به كلاس و رشته اش علاقمندي نشان مي دهد متهمش مي كنند به پاچه خواري و ... من از رشته مهندسي متالورژي تغيير رشته به جامعه شناسي نداده ام كه بنشينم گوشه كلاس و مثل ماشين فقط يادداشت بردارم... ببخشيد!

*راستي من تازگي ها به دو كشور خيلي علاقمند شده ام: ژاپن و كوبا. اين كشورها برايم "عجيب" هست. متن زير را بخوانيد:

"جزيره 125 ميليون نفری و377727 کيلومتر ی (مربع) ژاپن که در هر کيلومتر مربع آن331 نفر زندگی می کند، در قياس با آمريکای 9372610 کيلومتری (مربع) شهری بيش نيست. اما بعد از آمريکا بزرگترين قدرت اقتصادی جهان شناخته می شود. با وجود اين، ژاپنی ها زندگی بهتری از آمريکايي ها دارند، زيرا در حاليکه در سال 1996 در آمريکا 53/7 قتل در هر 100000 نفر ثبت شده است، اين رقم در ژاپن کمتر از يک نفر يعنی 97/0 بوده است. ميزان سرقت بزرگ در آمريکا 255.8 در مقابل در ژاپن 1.75: تجاوز به عنف 37در آمريکا و ژاپن 1: آتش سوزی و حريق در آمريکا 46 و ژاپن 1: نزاع افراد در آمريکا 440 در مقابل و در ژاپن5.4: و سرقت و جيب بری در آمريکا 1099 و در ژاپن 187 بوده است."

"در مقابل آمريکايي ها معتقدند رشد اقتصادی ژاپن محصول جان کندن سخت ژاپنی هاست. زيرا ژاپنی ها برای موفقيت در فعاليت های اقتصادی خود را به هر آب و آتشی می زنند و در صورت عدم موفقيت خودکشی می کنند. در سال 1997 چهار صد و هفتاد و هشت مدير کمپانی ژاپنی بدليل ورشکستگی خودکشی کردند. در حاليکه برای يک آمريکايي اصلآ قابل تصور نيست کسی برای شکست اقتصادی کمپانی اش خود را بکشد."

اين ها را بگذاريد كنار اين جمله:"ما می توانيم جهانی تر شويم، اما همچنان به قوانين جامعه خودمان افتخار کنيم."
تابلويي در فرودگاه بين المللی ناريتا در توکيو

به قول يك استاد ديگرم، دكتر فرهادي، ژاپن يك پا در گذشته و يك پا در آينده دارد.بدنه آن هم در "اكنون" است. اگر دوست داريد در مورد فرهنگ ژاپني از منظر باغ هاي ژاپني و ارتباط انسان و طبيعت بخوانيد آقاي فاضلي مطلب جالبي در اين باره نوشته.

2 نوشته شده در  84/11/24ساعت 23:2  توسط آزاده اکبری  | 

بازي ذهني با مفهوم پيچيده اي به اسم خانواده!

جلد اصلي كتاب در سايت آمازون

در اين مدت اينقدر مطالب اين وبلاگ بيچاره را كم و زياد كرده ام كه خودم هم از رويش خجالت مي كشم. مطالب زيادي نوشته ام كه بعد به نظرم اضافي آمده و پاكشان كرده ام. هر چند اسم اين وبلاگ روزمره است و هر چه در روزمرگي من اتفاق مي افتد را شامل مي شود اما بعد از اين بيشتر داستان هايم و يا تكه هايي از كتاب هايي را كه مي خوانم در آن مي گذارم. بعد از كلي كلنجار با خودم به اين نتيجه رسيده ام كه وبلاگ هاي با رويكرد آموزشي يا بهتر بگويم وبلاگ هاي تخصصي موفق ترند.

اين روزها كتاب "درآمدي به مطالعات خانواده" نوشته جان برناردز و ترجمه حسين قاضيان را شروع كرده ام كه نشر ني آن را منتشر كرده است. كتاب خيلي خوبي است مخصوصا با نقاشي خوب آلبر كروملنك با عنوان "پرتره نقاش، همسر و پسرش." بر روي جلد.

اين كتاب به گفته نويسنده اش براي قانع كردن دانشگاه ها براي تاسيس رشته مطالعات خانواده در بريتانيا نوشته شده. به همين دليل گاهي اوقات بحث هايش به جاي مخاطب دانشجو رو به مخاطب ديگري دارد كه از او مي خواهد اهميت اين رشته را بفهمد:" مي خواهم تصميم گيران را ترغيب كنم تا به انواع مسائل اجتماعي از نو بنگرند."

البته كل كتاب كاملا براي تدريس نوشته شده و حتي در خلال كتاب از دانشجو كار كلاسي خواسته است. اما جالب اينجاست كه شكل خانواده هسته اي نرمال چنان در ذهن ما سخت حك شده كه نويسنده تنها يك اميدواري دارد:" اگر اين كتاب عقايد شما را اندكي هم تغيير دهد باعث خوشحالي من خواهد بود."

بخشي از اين كتاب را اين جا مي گذارم: "اكثر مردم اگر ناچار شوند، تصويري از خانواده ارائه مي دهند كه به گونه اي عجيب شبيه تعريف جامعه شناسان از خانواده هسته اي است. با وجود گوناگوني و تنوع بسيار زياد خانواده هسته اي در جهان واقعي تصور رايج و همگاني از خانواده هسته اي ،تصوير خانواده اي مركب از زوجي جوان، تقريبا هم سال، سفيدپوست، ازدواج كرده از دو جنس مخالف، با يكي دو فرزند سالم است كه در خانه اي مناسب زندگي مي كنند. در چنين خانواده اي مسئوليت ها به وضوح تقسيم شده و مرد در آن اساسا نان آوري با شغل تمام وقت و زن در اصل خانه دار و پرستار و گاه آورنده درآمدي با شغلي پاره وقت يا موقت است."

جاي سقراط خالي! مفاهيي كه خيلي مطمئنيد درستند يك كمي تكان خورد؟

اين كتاب ۴۰۸ صفحه است. ۴۰۰۰ تومان ناقابل قيمتش است و زندگي هاي خانوادگي، نظريه پردازي درباره زندگي خانوادگي ، مطالعات خانواده، خانواده ها در جامعه، كودكان در خانواده ها، همسري، والدگري و مقدم داشتن خانواده عنوان فصل هايش است.

2 نوشته شده در  84/11/22ساعت 20:17  توسط آزاده اکبری  |