فكر نكنيد از اين عكسها فقط دو تا بود ها!
"...من فقط براي اين از دنيا متنفرم كه تنفر به من اجازه ميده بيفاجعه جزئي از دنيا باشم. وقتي آدم ميبينه هيچ جور نميتونه در جامعهاي غير از همين زندگي كند- چون همين جامعه است كه تمام احتياجات ما رو به وجود آورده و به همين علت فقط خودش ميتونه اونها رو ارضا كنه- بايد اول بتونه از خودش صرفنظر كنه."
رومن گاري، خداحافظ گاري كوپر، ص 170
مفهوم صنعت جهانگردي و شرايط آن در ايران
|
جنگلهاي هيركاني شمال كشور تنها جنگلهاي بازمانده از دوران سوم زمينشناسي در سراسر دنياست و از 9 گونه چشمه آب گرم شناخته شده در دنيا، 8 نوع آنها در ايران وجود دارد. طول قناتهاي ايران به اندازه مسافت زمين تا كره ماه يا معادل 5/7 دور، گرد خط استواست و ديوار چين با آن همه شهرت يكهفتم اين مقدار طول دارد. منطقهاي در كوير لوت وجود دارد كه آن را «شعبه كره ماه در زمين» لقب دادهاند و اين تنها گوشهاي از شگفتيهاي خاك ايران است. |
سوالهايي هست كه هميشه ذهن آدم را به خود مشغول ميكند. همواره از خودم ميپرسيدم كه چگونه ممكن است ايرانيها با اين سابقه درخشان معماري و شهرسازي، درگير نابسامانيهاي ترسناك كنوني در زمينه مسائل شهري باشند؟ اين خانههاي زشت و غول پيكر كه همچون قبر، جامههاي سنگي دارند از كجا آمدهاند؟ چرا هيچ پيادهرويي عابران را به گشت و گذار نميخواند؟ چرا تحصيلكرده ترينها از ريختن زباله در خيابان ابايي ندارند؟ و هزاران چراي ديگر!
موقع امتحانات در زندگي دانشجويي، معمولا غمناكترين روزها براي زنده بودن است! اما لااقل براي من امتحانات امسال با خواندن جزوهاي كه حجيم بودنش خيلي از همكلاسيها را از خواندنش منصرف كرد؛ رنگ تازهاي گرفت. جزوه (و در واقع كتاب ارزنده) جامعهشناسي شهري دكتر پيران حاوي نكاتي بود كه به خستگي بي وقفه خواندن ۲۰۰صفحه مطلب پر مفهوم ميارزيد. (حيف كه دانشگاه اين روزها براي پيران و همگنانش عرصهاي نه تنها تنگ، بلكه خفقانآور شده!) اين جزوه از سه بخش: نظريهها، مسكنگزيني غير رسمي و شهر شهروندمدار تشكيل شده.
دكتر پيران شهرها را به دو دسته كلي شهر شهروندمدار و شهر زورمندمدار تقسيم كرده. در شهر شهروندمدار كه تيپ نظري شهرهاي آتني-رمي هستند، حاكميت سياسي از طريق مبارزات طبقاتي رخ ميدهد و از همين جا "قوانين" سرچشمه ميگيرند. اهميت يافتن قانون سازوكاري تعادل بخش و نظم آفرين ايجاد ميكند و پايههاي شهروندي در اين جا نهاده ميشود و جامعه مدني تنفس آغاز ميكند. زندگي شهري به سه عرصه خصوصي، عمومي و حكومتي تقسيم ميشود و كاربرد زور تنها در موارد شديد و عمومي مشروعيت مييابد و بالاخره حاكميت مجبور است كه به قواعد بازي گردن نهد.
توصيف شهرهاي زورمند مدار كه شهرهاي ايراني نمونه آن هستند، را از زبان دكتر پيران در قالب مقالهاي با عنوان "شهر شهروندمدار-۲" در شماره ۱۲۱-۱۲۲ اطلاعات سياسي-اقتصادي بخوانيد:
"تحليل محتواي بيش از ۳۰۰ متن تاريخي مربوط به شهر كه از سوي نگارنده در قالب پژوهشي در شهرشناسي ايراني به فرجام رسيده مويد اين واقعيت است كه جريان آبهاي سطحالارضي براي بخش مهمي از شهرها، مهمترين عامل طبيعي شكلگيري نقشه شهري به حساب ميآيد. دسترسيها كه در شهر شهروندمدار، فضاي اجتماعي مهمي تلقي ميشود و نظر به ضرورت تجمع دايمي شهروندان، انديشيده شكل ميگيرد و نظمي هندسي مييابد و به فضاهاي وسيع (ميدان) يا به اماكن مهم گرد آمدن شهروندان ختم ميشود، در شهر زورمند مدار تنها گذرگاه است و در فرهنگ عمومي، ايستادن در معابر نهي ميشود و كار اراذل و اوباشاني است كه از منزلت اجتماعي چنداني برخوردار نيستند. اهالي شهر چناچه براي گذران اوقات فراغت آرزومند گرد آمدن در فضاي باز عمومي باشند، از شهر خارج ميشوند و در دامن دشت و دمن و كنار رودخانهها بيتوته ميكنند. فضاهاي عمومي شهر زورمند مدار عمدتا سرپوشيده و مذهبي است و شركت در مراسم آنها نيازمند عضويت مشخص فردي نيست. از شهروندي نشاني نميتوان يافت؛ جامعه مدني ضعيف است و پيوسته در معرض تهاجم. تمايل دائمي حكومت، كنترل شديد و نظارت دائمي بر آن است. تنها مذهب است كه تا حدودي استقلال خود را حفظ ميكند و در مواقعي جانشين كل جامعه مدني ميگردد. كوشش جامعه براي استقلال جامعه مدني، نهادينه كردن آن، رسيدن به شهروندي با حقوق و مسئوليت و وظايف مشخص كه در سراسر تاريخ ملل مهم شرق قابل رديابي است و به شورشها،قيامها و حتي انقلابهاي متعدد جان بخشيده است، همواره سركوب ميشود؛ تولد فرد، شهروند، طبقه و نظاير آن مرتبا به تعويق ميافتد... زندگي به دو عرصه حكومتي و خصوصي تقسيم ميشود، عضويت در خانواده از يكسو و رعيت حكومت بودن از سوي ديگر. معماري خرد حاكميت مييابد و تحت تاثير شرايط اقليمي و بيثباتي سياسي- اجتماعي و بالاخره فقدان شهروندي و عدم حرمت قانون، درونگرايي در معماري الگو ميشود. از آنجا كه فرد صاحب حقوق در حالت جنيني باقي ميماند، تعلق به قبيله، ايل، عشيره و خاندان در زندگي شهري تداوم مييابد و محلههاي شهري ادامه آنها و تبلور كالبديشان محسوب ميشوند. از اين رو، شهر از درون پاره پاره ميشود و اعضاي گروههاي قومي، روستايي، ايلي و نظاير آنها خود را به محله متعلق ميدانند، نه به كل شهر. چنين احساس تعلق قوم محورانهاي، شهر را صحنه رويارويي گروههاي قومي ميسازد، حكومت آنها را تشديد ميكند و از وحدت كل شهر جلوگيري به عمل ميآورد. باوزش نسيم تغيير، هر دو الگوي شهر دگرگون ميشود. عامل دگرگوني ظهور نظام سرمايهداري است..."
اين مطلب ادامهاي خواندني دارد و در ادامه تاثير سرمايهداري بر شهرهاي ايران بررسي شده است. اگر به اين مباحث علاقه داريد از خواندن اين مقالات غفلت نكنيد!
يك مطلب ديگر: پرويز پيران، "شهروندي؛ از حقوق تا مسئوليت"، مجله نامه، شهريور ۸۵، شماره ۵۳
۱- يه بار بچه بودم! و فكر كنم سه چهار سالم بود كه يه پرتقال دادم به مامانم كه برام پوست بكنه. مامان چاقو رو داد دستم و گفت خودت پوست بكن. گفتم نميتونم. گفت "اونقدر تلاش كن تا بتوني". اين جمله هنوز تو مغز من فرمانروايي مي كنه.
۲- از آدماي فضول متنفرم. حتي از آدمايي كه فضوليهاي ساده ميكنند. مثلا ميپرسن مهندسي رو دوست نداشتي كه اومدي جامعه شناسي؟ دلم ميخواد فك اين آدمارو بيارم پايين.
۳- يه پسرخاله دارم كه هميشه ميگفت آزاده توروخدا گواهينامه نگير كه به تعداد زناي راننده اضافه نشه. ديشب اومده بود دنبالم كه منو ببره خونشون واسه شب يلدا. بهش گفتم ميخوام امشب تعداد خلافكارهاي زن و مردو بشمرم كه ببينم حرف حساب تو چيه. دو تا مرد كه ازش سبقت ناجور گرفتن گفت زنا كلا رانندههاي بهتري هستن. بعد خنديد و گفت: كلا زنا خيلي شاخ شدن. بعد ديگه با هم دوست شديم!
۴- من از اينكه بعد از غذايي كه پختم ازم تشكر كنن خيلي خوشم مياد.
۵- تا ۶-۷ سال پيش ميگفتم اگه من شهردار بشم آدمايي رو كه تو خيابون تف ميكنن مجبور ميكنم كه خم شن، تف خودشونو از كف زمين بليسن. خيلي خشن بودم، نه؟
من چون اضافي! وارد بازي شدم ۵ نفر نميگم!
*بدين وسيله اعلام شد كه من اضافي نيستم. من ۵ تا آدم سخت انتخاب كردم كه اميدوارم بهم فحش ندن!
يلدا و مهدي ، مريم ، داوود ، فهيمه ، حسن
نتيجه گشت و گذار من ميان آگهيهاي انتخاباتي امسال. خيلي راحت ميشود ديد كه تئوري "دشمن هميشه حاضر" چقدر توي ذهن مردم خوب جا افتاده.
براي انتخابات شهري، يعني براي رسيدن به شفافترين حقوق شهروندي، اين آقا ترجيح داده براي يك سياستمدار احمق ديگر، درست آنطرف كره زمين خط و نشان بكشد.
مكان نصب!: زير پل سيدخندان، اگر هنوز آنجا باشد
باز زمستان، باز آنفلوانزاي پرندگان
"تكذيب ميكنيم... موردي ديده نشده... امكان ندارد... كنترل ميشود...تهديد نميكند... معدوم شد... تحت نظارت است... گزارش نشده... ممنوع شده... مردم را نترسانيم... "
اين چند فعل معمولي تمام جملاتي را ميسازند كه مسئولان دولتي از ابتداي بحران آنفلوانزاي مرغي در ايران از آنها استفاده كردهاند. هر شايعهاي درباره مرگ انسانها يا تلف شدن دستهجمعي پرندگان تكذيب شده است و هنوز هم كسي نميداند كه آيا به راستي آنفلوانزاي مرغي به ايران وارد شد يا خير.
اولين نشانههاي برف زمستاني بر چهره خاكستري پايتخت نشسته است و سرماي سوزناك به ساختمان وزارتخانهها هم رسيده است. آيا جملههاي امسال مسئولان هم با همان فعلهاي هميشگي ساخته خواهد شد؟ سكوت خبري مسئولان بهداشت عمومي ايران در حالي است كه دنيا چند سالي است به حالت آمادهباش كامل درآمده تا از بلاي قرن بيست و يكم خود را محافظت كند...ادامه
( هفته نامه سپيد، شماره يادم نيست)
هوا خوب است. آفتاب پهن شده تا وسط اتاق. من هم كلي كار مهم دارم!
حالا ياسمن يك نمايشگاه در تالار آبي نياوران گذاشته كه انصافا ديدنش لازم است. نمايشگاه تا شنبه هست و خيلي دلم ميخواهد كه دست برگزاركنندگان نمايشگاه ريحانه و ميحانه را بگيرم ببرم آنجا و بگويم: اين لباس ايراني است نه پوشيه عربي!
چند تا عكس از نمايشگاهش با موبايل گرفتهام كه خيلي كيفيت ندارد. خودتان برويد بهت
رش را ببينيد!
۱- يك لباس عروسي. بالا تنه و شال از جاجيم.
۲- لباسي تهيه شده از عباي نائين. آستينها مرينوس هستند چون پشم شتر رنگ نميگيرد و فقط قهوهاي است. دامن از جاجيم. اين لباس از دوره ز
نديه الهام گرفته شده.
۳- لباسي كه ميبينيد از يك نقاشي دوره صفويه الهام گرفته شده كه نقاش در پايين آن نوشته: لباس فرنگي. يعني پديده كت و اين مدل يقه، تصور ايرانيها از لباس فرنگي بوده. جنس لباس از ابريشم طبيعي است و يقه آن، مخمل قاشقكاري شده كاشان است.
۴- يك مانتو با طراحي رنگ در اصل پارچه؛ از ابريشم.
عكسهاي بزرگتر را ميتوانيد اينجا ببينيد.
*براي اليزه و ديگر دوستان: محل برگزاري نماييشگاه تالار آبي كاخ نياوران است. از ۱۱ صبح تا ۸ شب و تا شنبه ۲۰ آبان نمايشگاه هست.
بيكاري جوانان، بحران ازدواج، مهاجرت به شهرها، حاشيه نشيني، مدارس چند شيفته، كيفيت پايين زندگي و هزار و يك مشكل ديگر مثل حلقههاي يك زنجير به هم پيوستهاند و آنچه اين حلقهها را بسيار محكم نگه ميدارد يك اتفاق ساده به نام ازدياد جمعيت است. نيم قرن اخير در ايران، صحنه فراز و نشيبهاي بسيار در امر تنظيم خانواده بوده است و سخنان اخير محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران شايد يكي از عجيبترين اظهار نظرهاي اين دوره باشد. چرا كه ايران هنوز زير بار سنگين جمعيتي كه در دهه شصت توليد كرد، نفس ميزند و با بحرانهاي بيشماري همچون مسكن، بيكاري و ازدواج اين نسل دست به گريبان است. شايد به دليل همين تجربه آزموده سخنان رئيس جمهور، حيرت انگيز به نظر ميرسيد و موجي از واكنشها را ايجاد كرد. محمود احمدينژاد، رييسجمهور كشورمان در جلسهي مشترك دولت و مجلس با بيان اينكه از حضور زنان در صحنهي اجتماع استقبال ميكند و معتقد است آنها بايد حضوري فعال در صحنههاي اجتماع داشته باشند، گفت: ولي فقط يك نگراني دارم و آن اين است كه اين حضور باعث شود از ماموريت اصلي خود يعني تربيت نسلهاي آينده دور شوند. در حال حاضر آقايان و خانمها موظفند روزانه 8 ساعت كار كنند، ولي من در اينجا اعلام ميكنم كه دولت اين آمادگي را دارد كه طبق لايحهاي اين زمينه را فراهم كند كه ساعت كار زنان متاهل نسبت به تعداد فرزنداني كه دارند كاسته شود تا آنها بهتر بتوانند به مسووليت اصليشان عمل كنند.
احمدينژاد همچنين در پاسخ به اظهارات نمايندگان حاضر در جلسه گفت: اينكه ميگويند دو بچه كافي است، من با اين امر مخالف هستم. كشور ما داراي ظرفيتهاي فراواني است. ظرفيت دارد كه فرزندان زيادي در آن رشد پيدا كنند، حتي ظرفيت حضور 120 ميليون نفر را نيز داراست.
او ادامه داد: اين غربيها خود دچار مشكل هستند و چون رشد جمعيتشان منفي است، از اين امر نگران هستند و ميترسند كه جمعيت ما زياد شود و ما بر آنها غلبه كنيم، به همين خاطر مشكل خودشان را به ديگر كشورها صادر ميكنند.
احمدينژاد در پايان سخنانش اعلام كرد كه ظرفيت اشتغال در كشور ما خيلي زياد است، من معتقدم خانمهاي متاهل ميتوانند نيمهوقت كار كنند، ولي حقوق كامل بگيرند.
اين سخنان بلافاصله موجي از انتقادات و نگرانيها را به راه انداخت. به طوري كه بلافاصله وزير بهداشت در حاشيه بازديد از نحوه برگزاري انتخابات نظام پرستاري در دانشكده پرستاري تهران در جمع خبرنگاران گفت: استراتژي و برنامههاي تنظيم خانواده و بهداشت باروري در كشور كه مصوب دولت و مجلس است، همچنان سياست نظام است و ملاك عمل دستگاههاي اجرايي است و صحبتهاي آقاي رئيس جمهور در مورد افزايش جمعيت، ناظر به اين سياستها نبود.
او همچنين تفسير جديدي از سخنان رئيس جمهور داد و گفت: بحث آقاي رئيس جمهور اين بود كه كشور ما، ظرفيت خدمت رساني به جمعيت بيشتري را دارد و مفهوم آن اين است كه بايد بهره وري را در كشور بالا ببريم و اين بحث ناظر به بحث بهداشت باروري و برنامه تنظيم خانواده در كشور نيست.
تمامي اين سخنان در حالي گفته ميشود كه تقريبا در تمامي دانشگاههاي كه وزرا و رئيس جمهور در آن تدريس ميكنند، درسي به نام تنظيم خانواده وجود دارد و در همين كلاسها در مورد معايب ازدياد جمعيت و تجربه تلخ ايران از انفجار جمعيتي دهه شصت سخن گفته ميشود. ادامه...